عاقبت در یک شب نزدیک:)))) کودک من پا به دنیا مینهد
عاقبت در يك شب از شبهاي دور
كودك من پا به دنيا مينهد
آن زمان بر من خداي مهربان
نام شور انگيز مادر مينهد
آن زمان طفل قشنگم بيخيال
در ميان بسترش خوابيده است
بوي او چون عطر پاك ياس ها
در مشام جان من پيچيده است
آن زمان ديگر وجودم مو به مو
بسته با هستي طفلم ميشود
آن زمان در هر رگ من جاي خون
مهر او در تار و پودم ميشود
ميفشارم پيكرش را در برم
گويمش چشمان خود را باز كن
همچو عشق پاك من جاويد باش
در كنارم زندگي آغاز كن
ميگشايد نور چشمم ديدگان
بوسه ها از مهر بر رويش ميزنم
گويمش آهسته اي طفل عزيز
ميپرستم من ترا مادر منم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عاقبت در یک شب نزدیک:)))) کودک من پا به دنیا مینهد
